![]() |
![]() |
|
| جوکهای لری ترکی رشتی قزوینی _ اس ام اس_ ترانه طنز _ جمله هاي عشقولانه انگيز و مطالب متفرقه |
|
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 1:43 قبل از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
وقتی که صدات میکردم انگاری غمی نداشتم وقتی که اومدم تو خونه ات گرمای دستای زیبات انگاری که شعله ور شد دل من به یاد دستات سایه ات اومد روی خونه ام تا بازم برات بخونم ولی دیدم سایه ات سرد نغمه ی من پر از درد انگاری خواب و خیال بود شب من تو روز تباه بود چقدر تلخ عشق و مستی چون نداره می پرستی ای خدا گواه دل تو چقدر سخته بت پرستی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
به تركه ميگن::
سخت ترين كار تو زندگي چيه ؟ ميگه رد كردن نمك از تو سوراخ نمكدون دو تا لره ميرن رستوران يكيشون انقدر ميخوره تا منفجر ميشه دوستش ميگه: هواپيما داشت سقوط ميكرد همه جيغ ميزدن به جز يه لره از لره ميپرسن عشاير ذخاير انقلابند يعني چي؟ لره ميگه: تركه سوار سمند ميشه يه تركه ميميره از پسرش ميپرسن لره مسجد ميسازه ميبينه هيچكس نمياد نماز بخونه ، رو درش مينويسه تركه ميره امام زاده ميبينه يه دختره داره ميگه تركه سوار تاكسي ميشه ، يه تيمسار هم تو تاكسي بوده ، به تيمساره ميگه به لره ميگن : از حاج آقا پرسيدند به لره گفتن قانون ششم نيوتون: اگر در دعوا با يك لر ديديد كه لره داره فرار ميكنه شما هم فرار كنيد چون رفته سنگ بياره يه روز يه اقايي با صداي بلند ميگه اصغر اقا بچه ات مرد, ترکه ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه :نه برادرترکه ميگه خونه اصفهاني آتيش ميگيره اس ام اس ميده آتشنشاني ميگيه به اين شماره ي كه افتاد زنگ بزانين تا بگم آدرس ام كجاست ترکه با نامزدش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 دی1386ساعت 0:52 قبل از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 آذر1386ساعت 1:30 قبل از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
به حرمت گوسفندي كه جان حضرت اسمعيل رو نجات داد 7 بار بگو بعععع بعععع مثل شقايق زندگي کن ، کوتاه اما زيبا ، مثل پرستو ،فصلي کوچ کن ، اما هدفمند ، مثل پروانه بمير ، دردناک اما با عشق ، مثل خر عرعر کن ، بلند اما شمرده و خوانا!!!! نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کوير... دوستت دارم قد یه بشكه بنزین، خاطرخواتم قد یه پمپ بنزین، روز تولد تو بهترینم، هدیه بهت میدم یه كارت بنزین اگه كسی بهت گفت دوست دختر غضنفر بهش میگه: اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه.غضنفر میگه:اینقدر پلک نزن،صدات قطع و وصل میشه دوست داشتم جيگرتو بخورم اما حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر کنم ميدوني به يه دختر خوش گل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟ميگن: شب بخير! يه ضرب المثل نميدونم كجايي ميگه كه به هيچ كس به جز خودت و خرت اعتماد نكن منم به جز خودم و خودت به هيچ كس اعتماد نميكنم سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه! سوال:افسرده هستيد يا نه؟ شباهت آقايون با آگهي بازرگاني چيست؟ شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيزي براي زماني بيش از 60 ثانيه دوام نمي آورد قد قد قد قد قد قد قد قد خوبه ... خوبه همينو تمرين كن فردا تخم گذاشتنم ياد مي گيري !!! وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم دفعه اولش نيست,آخرش هم نخواهد بود وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه آخرین نرخ مهریه دختران : ۱۳۸۶ لیتر بنزی بيبنم اگه يه روز از خواب بيدار بشي ببيني اون که دوستش داري گذاشته رفته صبحونه چي مي خوري.؟ از خدا ميخوام موانع رو از سر راهت برداره... هميشه سعي كن تو زندگي اميدوار باشي هيچ وقت غم وحسرت چيزهايي كه نداري مثل عقل,شعور,احساسات,فهم ودرك را نخوري. تركه بعد از30سال کچلی میره مو میکاره و از شانسش همون سال اسمش واسه حج واجب در میاد تركه داشته نصف شب رانندگي ميكرده از روبروش ميبينه يه كاميون مياد ميبينه ترمز نداره بقل دستيشو بيدار ميكنه ميگه اصغر پاشو تصادفو ببين |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 آبان1386ساعت 11:28 بعد از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
مناجات لر با خدا : خدايا ماه رمضان را مانند جام جهاني هر 4 سال يكبار آن هم در يك كشور قرار بده بخشي از يك شاهكار ادبي لري : يكي بيد يكي نبيد ، 3تا درخت بيد كه 2تاش بيد بيد ، يكيش بيد نبيد ، اوني كه بيد نبيد وسط اون 2تا كه بيد بيد بيد نگاه منطقي يك تلك به زندگي : تا حالا فكل كلدي اگه توماس اديسون نبود مجبول بوديم تو تاليكي تلويزين نگاه كنيم خبرنگار از تركه ميپرسه : نظر شما درباره ي اينكه اين كوچه آسفالت نيست چيه ؟ تركه ميگه : به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاان صدا و سيما و با عرض سلام ويژه خدمت مقام معظم رهبري و خانواده معظم شهدا و جانبازان و ايثارگران من بچه ي اين محل نيستم به صليب سينه هايت به خماري نگاهت به غروب غم گرفته به تمام خواب هايت كه در اين جهان هستي گل من فقط تو هستي زندگي در گرو خاطره هاست خاطره در گرو فاصله هاست فاصله تلخ ترين خاطره است پاي مورچه رو تصور كن (الهي) حالا تصور كن جوراب داره و حالا تصور كن جورابش سوراخه ، دلم برات اندازه ي سوراخ جوراب مورچه شده بعضي وقتها چشمم به قلبم حسوديش ميشه ميدوني چرا؟چون تو هميشه تو قلبمي ولي از چشمام دوري نه از خاكم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن ليلاترين مجنون نه شيرينم نه فرهادم فقط مثل تو غمگينم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبي تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بي رنگم بدون تو چه بيتابم براي ديدن تو ثانيه هارو ميشمارم................قربانت عزرائيل |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 مهر1386ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمهسبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمهسبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفتهس.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!! ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سيهزارتومني مينويسه ميندازه تو قبر، بيستهزارتومن بقيشو برميداره يه روز يه فيله داشت تو رودخونه شنا ميكرد يه مورچه مياد بيرون ميگه:آقا فيله يه دقه مياي بيرون فيله ميگه : واسه چي مورچه ميگه : يه دقه بيا فيله هم مياد بيرون مورچه خوب فيله رو نگا ميكنه بعد ميگه: خوب هيچي برو فيله كلافه ميشه ميگه: دددددددددد يعني چي مورچه ميگه : هيچي فكر كردم كه مايومو تو پوشيدي!!! عمليه شب جمعه نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت!! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!!! يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقدهايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت ميرفتم اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به رانندهه ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه!! سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه روبايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نمايندة مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من سرباز صفره... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 6:32 بعد از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره <><><><><><><><><><><><> تركه ميخوره زمين، هوا نميره كمونه ميكنه <><><><><><><><><><><><> تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم <><><><><><><><><><><><> زن تركه حامله بوده، ميبرنش سونوگرافي كه جنسيت بچه رو معلوم كنند. خلاصه زنه و يارو دكتره ميرن تو اتاق و بعد يك ربع دكتره مياد بيرون، به تركه ميگه: مژده بده، بچهت دختره. تركه خيلي حال ميكنه، ميگه: آخــــييـي.. آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!! <><><><><><><><><><><><> یه ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه براش شش ماه زندون در میاد <><><><><><><><><><><><> سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم <><><><><><><><><><><><> قضمفر رفت كلانتري گفت جناب سروان زنم گم شده! سروانه گفت مشخصات زنتو بگو قضمفر گفت : مشخصات جي جيه ! گفت مثلا" زنه من سفيده,چشمهاش ابيه,موهاش طلايي قضمفر گفت زنه منو ول كن بريم دونبال زنه شوما <><><><><><><><><><><><> تركه شب ميخواسته بخوابه 2 تا تشك ميندازه زيرش يكي بهش ميگه واسه چي 2 تا تشك انداختي ؟ ميگه اخه ديشبم نخوابيدم <><><><><><><><><><><><> تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه <><><><><><><><><><><><> يه تركه چشماش رو باز ميكنه گوشاش نمي شنوه <><><><><><><><><><><><> به تركه ميگن آقا شما بچه’ تهرونين؟ ميگه چشاتون قشنگ ميبينه <><><><><><><><><><><><> غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نميتوني بري؟ <><><><><><><><><><><><> غضنفرمرد، روحش اُومد پرواز كنه، گير كرد لاي پنكه سقفي <><><><><><><><><><><><> تركه ميزنه به جدول، ميشينه حلش ميكنه <><><><><><><><><><><><> تركه ميخواسته بره دنبال دوست دخترش باهم برن بيرون ! خلاصه تو راه ميبينه يه پسر تهرونيه رفته جلو خونه دوست دخترش دوست دخترشم تو آشپزخونس ! پسر تهرونيه ميگه پاشو بيا بريم بيرون ، دختره ميگه نه كار دارم بابام بهم گفته ظرفارو بشور پسر تهرونيه شاكي ميشه ميگه بابات....خورده ميگم بيا پايين تركه كف ميكنه خلاصه مياد تريپ بچه تهرونيرو بذاره ميره دمه خونه دوست دخترش آيفون رو ميزنه به دوست دخترش ميگه بياد دمه پنجره ، دوست دخترش مياد ميگه چيه ؟ تركه ميگه لباس بپوش بريم بيرون ، دختره ميگه كار دارم نميتونم بيام ، تركه يه دفعه داد ميزنه ميگه بابات .... خورده بهت ميگم بيا پايين!! <><><><><><><><><><><><> تركه مشكي پوشيده بود صورتش چنگ انداخته بود ازش ميپرسن چي شده چرا صورتت چنگ انداختي ميگه : هيچي ايلده بابام مرده بود به زور دفنش كرديم!!! <><><><><><><><><><><><> پارسال يه همچين موقعهايي 3 تا ترك ميرن قايمباشك بازي كنن، 2 تاشون تا حالا پيدا نشدن <><><><><><><><><><><><> تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك حالي بكنيم <><><><><><><><><><><><> تو اردبيل مانور مي ذارن... دشمن فرضي پيروز ميشه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 تیر1386ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
9 دفتر دل را به هر معمار دادم من نشان 9 گفت اين ويرانه اصلا قابل تعمير نيست
بهار قلب بیمارم تو باشی به باغ آرزوهایم شب و روز گل صد برگ گلزارم تو باشی شبی که خواب دیدم فرصت انگور چیدن را تمام هندسه را می پذیرم غیر از آن خط موازی را
در حادثه بهاري چشمانت در سايه ارغواني مژگانت بگذار كه جا بماند اين روح غريب در بين اشاره هاي بي پايانت
باران مهربانيت از دور دست عشق بر روح پاك ياس اميدم چكيده است فرياد انتظار مرا از گلوي عشق حتي افق به رسم تواضع شنيده است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 تیر1386ساعت 4:17 بعد از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|