![]() |
![]() |
|
| جوکهای لری ترکی رشتی قزوینی _ اس ام اس_ ترانه طنز _ جمله هاي عشقولانه انگيز و مطالب متفرقه |
|
ساعت 11 شب بود كه يكدفه صداي بلنده سرفه هاي بابامو شنيدم رفتم تو هال ببينم چه خبره ديدم بابام رو صندلي به حالت خميده نشسته و مامانم بالا سرش بود و هي دست ميبرد تو گوشش و مياورد بيرون يه موچين هم تو دستش بود نزديكتر رفتم و تو گوش بابامو نگاه كردم ببينم چيه توش همينكه نگاه كردم يه خنده ي بلندي تو گوشش سر دادم گفت : برو انور تا مامانت كارشو انجام بده گفتم: بابا اين گير كرده اين طوري درنمياد بهتره برين دكتر . گفت : نه مامانت درش مياره چيزي نيست كه . من و خواهرم هي بهش ميخنديديم آخر سر هم عصباني شد ميگفت بريد تو اتاقتون . ميدونيد باباي من يه عادت بدي داره اينكه هر چي به دستش ميرسه ميبره تو گوشش نميدونم تو اين گوشش چيه اينقده دستكاريش ميكنه . بدبخت اين گوشش . بيشتره وقتا خودكار ميبرد اون تو اين دفه هم خودكار بوده ولي نگو سرش شل بوده و گير ميكنه. حالا خر بيار باقالي بار كن ...اصلا چه ربطي داشت. خلاصه مامانم ميخاست با موچين درش بياره بدتر هلش داد رفت عقب بعدش ديگه ديدن فايده نداره رفتن دكتر. ولي خيلي بامزه بود كلي خنديديم . ولي اين اتفاق عبرتي بود براي كساني كه ....بقيشو خودتون |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان .به کلبه من خوش اومدین . لحظات خوب و خوشی را برای شما آرزومندم .
شما در اینجا میتوانید به دنبال جوک مورد نظر خود از جمله : تمیز - چکیده - پر چرب - کم چرب - پاستوریزه - هموژ نیزه - استرلیزه باشید و از گذاشتن نوع کثیف و کپک زده معذوریم . ××× نظر یادت نره ××× |
| پیوندهای روزانه |
|
رانندگی آنلاین روابط عاطفی موثر طالع بینی ازدواج موسيقي بدون كلام افزايش سرعت اينترنت (Advanced Windows Care ) سايت آموزش ايرانيان دانلود موزيك آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|