![]() |
![]() |
|
| جوکهای لری ترکی رشتی قزوینی _ اس ام اس_ ترانه طنز _ جمله هاي عشقولانه انگيز و مطالب متفرقه |
|
جوكهاي آب زرشكي يه روز مافوق به زير دستش ميگه: تا ساعت 12 شب اين برگه جريمه رو تموم كن. اونم تمام برگه هارو تموم ميكنه به جز يكي . تا به يه موتور سوار ميرسه ، ازش كارت بيمه و گواهينامه ميخواد همه رو داره حتي كلاه هم داره در حاليكه سرباز درمونده مي پرسه : اين وقت شب تنها چرا اومدي بيرون ؟ اون هم ميگه : من كه تنها نيستم خدا و پيغمبر و امام هم با من اند . سرباز ميگه : خوب حالا سه تركه ميكني اين هم جريمت . ملانصرالدين خرش گم شده بود و داشت خدارو شكر ميكرد . ازش مي پرسن : ملا چرا داري اينقدر شكر ميكني؟؟؟ ملا ميگه : خدارو صد هزار مرتبه شكر، كه من سوار خر نبودم وگرنه الن خودم هم با اون زبون بسته گم ميشدم. تركه ميره توالت ميگوزه وقتي مياد بيرون ميبينه 4 تا دختر دارن نگاهش ميكنن براي اينكه ضايع نشه
ميگه : ببين چه مردمي پيدا ميشن ميگوزن ، آب نمي ريزن بره . چراغ دستشويي تركه خاموش ميشه ميگه : اااااااااااااااااااه بازم بايد از حفظ برينم. به قزوينيه ميگن : بزرگترين آرزوت چيه : ميگه :بركرد تا بهت بگم . يه روز از يه پايين شهري ميپرسن : " زن ذليلي " يعني چي ؟ ميگه : همونيكه بالا شهريها بهش ميگن "
تفاهم " يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه : آقا " اشپيل " دارين؟ ميگه : اشپيل ديگه چيه ؟ يارو ميگه :
بابا اشپيل ديگه . ميگه : يعني چي ؟ درست تلفظ كنيد من بفهمم. يارو ميگه : بابا جان اشپيل ديگه .ميگه : آقا
من كه نمي فهمم شما چي ميگين ،بگذارين برم به همكارام بگمشايد اون بفهمه ، رفيق يارو هم زبونش
ميگرفته ، مياد بهش ميگه : آقا اشپيل دارين ؟ يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره . بعد همكاراي
يارو ازش مي پرسن : اين چي مي خواست ؟ ميگه : اشپيل .ميگن : بابا اين اشپيل ديگه چه كوفتيه ؟! اصلا برو
يكو از اين اشپيل وردار بيار ببينيم چيه؟ يارو ميره و برميگرده ميگه : اشپيل تموم شد !!! دو تا مگس سر يه گه نشسته بودن داشتن گه خوري ميكردن ،مگس اوليه ميگه : ميدوني اين گهي كه ما ميخوريم قبلا اسهال بوده ؟ مگس دوميه ميگه : ااااااااااااااااااااااااااااا سر غذا حالم به هم نزن !!! يه قمري با يه بلبل ازدواج ميكنه بچشون ميشه قنبل يه آبادانيه ميخواسته فرار كنه خارج ولي راهشو بلد نبود رفت لب مرز ديد بعضي ها ميرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور ميكنن . خوشحال شد كه راهشو پيدا كرده ، رفت نزديك مرز و رفت تو پوست يه گوسفند،، همينكه رسيد به مرز پليس دستگيرش كرد و به زندان انداخت از پليس پرسيد : اين همه آدم رفتند تو پوست گوسفند و از مرز عبور كردند چطور شد كه شما فقط منو ديديد؟ پليس گفت : آخه پدر سوخته كدوم گوسفنديه كه عينك ريبون ميزنه ؟! يه نفر به دوستش ميگه : من ديشب خواب ديدم دوتايي رفتيم اون دنيا ، مارو بردن يه جايي كه يه حوض پر از عسل و يه حوض پر از گه و كثافت بود بعد گفتند هر كدومتون بريد تو يكي از اين حوضها . تو هم زود پريدي تو حوض عسل من هم مجبور شدم برم تو حوض گه . دوستش خودشو باد ميكنه و ميگه : ما اينيم ديگه ، خوب بعد چي شد ؟ يارو ميگه : هيچي بعدش گفتند : بياييد بيرون و همديگرو ليس بزنيد. دو تا برادر آخر شر بودن ، خوار همه محل رو سرويس كرده بودن ، ديگه هر وقت هر جا يك خراب كاري ميشده ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست . خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن ، ميرن پيش كشيش محل ميگن: توروخدا يكم اين بچه هاي مارو نصيحت كنين ، پدر مارو درآوردن .كشيش ميگه : باشه ولي من زورم به جفت اينا نميرسه بايد يكي يكي بياريدشون . خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن .كشيشه ازش
ميپرسه : پسرم ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده همين جور درو ديوارو نگاه ميكنه ، باز يارو ميپرسه : پسر جان ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره ، خلاصه كشيشه دو سه بار همينو ميپرسه و پسره هم به روش نمياره ، آخر كشيشه شاكي ميشه : داد ميزنه : بهت ميگم خدا كجاست؟؟ پسره ميزنه زيره گريه و در ميره تو اتاقش درو هم پشت سرش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه : چي شده ؟ پسره ميگه : بدبخت شديم ، خدا گم شده ، همه فكر مي كنن ما برش داشتيم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 11:31 بعد از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
تركه ميره خونه ميبينه زنش با چندتا مرد گردن كلفت نشسته ميفهمه جوكو اشتباهي اومده ميره بيرون رشتيه مياد تو. ميدوني چرا قزويني ها خوشبختند؟ چون بخت ميترسه بهشون پشت كنه . به رفسنجاني ميگن : شما مال و اموالت چقدره ؟ ميگه: والا ما يه زمين داريم كه ايران هم افتاده توش. رشتيه كتك ميخوره ميگه : صبر كنيد پسر بزرگم بياد شما حريف كردها نميشيد. به تركه ميگن: احمق ترين خواننده كيه ؟ ميگه : حبيب . چون داره گيتار ميزنه ميگه صداي دهل مياد رشتيه به زنش ميگه : چرا دير اومدي؟ ميگه : يه يارو افتاده بود دنبالم بي شرف خيلي يواش مي اومد. مامور سرشماري توي رشت به يه خانومي ميگه: تو خونه چند نفرين؟ زنه ميگه: من مشكلي ندارم شما چند نفرين؟؟؟؟!!!! تركه تو خيابون يه دختري رو بوس ميكنه دختره ميگه: بيشعور كثافت مگه مرض داري؟؟؟ تركه ميگه: من كه زن دارم ؛ واسه خودت بودم رشتيه بچه ي دهمش به دنيا مياد ميره تو خيابون داد ميزنه ميگه : ديگه شورشو دراوردين!!! دختره تو مهد كودك از مربيش ميپرسه: دختر 6 ساله هم حامله ميشه؟؟؟ مربيش ميگه نه. يه پسره از ته كلاس داد ميزنه : خيالت راحت شد بچه ننه؟؟؟؟ پليس تركه رو تو جاده تشويق ميكنه چون كمربندشو بسته بوده بعد پليسه ميگه: حالا ميخواي چيكار كني؟؟ تركه ميگه: ميرم زود گواهينامه ميگيرم. زنش هول ميشه ميگه: هر وقت اكس ميخوره پرت و پلا زياد ميگه. پسرش ميگه: ديدي گفتم با ماشين دزدي اكس بار نزنيم. يهو يه نفر از صندوق ميگه: از مرز رد شديم يا نه؟؟؟ ميدوني چرا 2تا ترك نميتونن پيش هم بخوابن؟؟؟ چون تا صبح سر اينكه كي وسط بخوابه دعواست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 خرداد1386ساعت 3:24 بعد از ظهر توسط گوگولی مگوری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان .به کلبه من خوش اومدین . لحظات خوب و خوشی را برای شما آرزومندم .
شما در اینجا میتوانید به دنبال جوک مورد نظر خود از جمله : تمیز - چکیده - پر چرب - کم چرب - پاستوریزه - هموژ نیزه - استرلیزه باشید و از گذاشتن نوع کثیف و کپک زده معذوریم . ××× نظر یادت نره ××× |
| پیوندهای روزانه |
|
رانندگی آنلاین روابط عاطفی موثر طالع بینی ازدواج موسيقي بدون كلام افزايش سرعت اينترنت (Advanced Windows Care ) سايت آموزش ايرانيان دانلود موزيك آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|